الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
316
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
و رهبر و پيشوا معرفى مىكند كه مىتواند درهاى حكمت را به روى انسانها بگشايد ، و به صراط مستقيمى كه در آيات بعد به آن اشاره كرده راهنمايى كند . البته خداوند نيازى به سوگند ندارد ، ولى سوگندهاى قرآن همواره داراى دو فايده مهم است : نخست تاكيد روى مطلب ، و ديگر بيان عظمت چيزى كه به آن سوگند ياد مىشود ، زيرا هيچكس به موجودات كم ارزش سوگند ياد نمىكند . آيه بعد چيزى را كه سوگند آيه قبل به خاطر آن بوده است بازگو مىكند ، مىفرمايد : « مسلما تو از رسولان خداوند هستى » ( * ( إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ) * ) . « رسالتى كه توأم با حقيقت است و بودن تو بر صراط مستقيم » ( * ( عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * ) ( 1 ) . سپس مىافزايد : اين قرآنى است كه از ناحيه خداوند عزيز و رحيم نازل شده « ( * ( تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ) * ) ( 2 ) . تكيه روى « عزيز بودن » خداوند براى بيان قدرت او بر چنين كتاب بزرگ
--> ( 1 ) در تركيب جمله « * ( عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * » در ميان مفسران گفتگو است ، بعضى جار و مجرور را متعلق به « مرسلين » مىدانند ، كه مفهومش اين است « رسالت تو بر جاده مستقيم است » بعضى نيز آن را خبر بعد از خبر دانستهاند ، و مفهومش اين است كه تو بر صراط مستقيم قرار دارى ، بعضى نيز آن را موضع نصب بنا بر حال بودن گرفتهاند و مفهومش اين است كه تو از مرسلين هستى در حالى كه بر صراط مستقيم مىباشى ( البته تفاوت چندانى از نظر معنى در اين سه احتمال نيست ) . ( 2 ) منصوب بودن « تنزيل » به خاطر آنست كه مفعول فعل مقدرى است و در تقدير چنين بوده : « نزل * ( تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ) * » احتمالات ديگرى نيز در نحوه تركيب اين جمله داده شده است .